قطعنامه

سید صالح موسوی

قطعنامه خیلی برایمان سخت بود. به‌‌هم ریختیم. داغون شدیم. فکر می‌کردیم به هدف‌هامون نرسیدیم. اما امام بزرگمون بود. مقتدا و آقامون بود. تصمیم امام در آن موقع و در آن لحظات سخت و شکننده که اصل نظام را حفظ کرد برایمان حسن ختام جنگ بود و پایان تمامی اما و اگرها.

جمع شدیم با بچه‌ها توی مسجد جامع. از دردی که داشتیم شروع به سینه‌زنی کردیم. این قدر فشار رویمان زیاد بود که می‌خواستیم توی سینه‌زنی فریاد بزنیم. سرمون رو که بلند کردیم داد بزنیم، دیدیم مقام معظم رهبری با لباس سپاه، ایستاده‌اند و ایشان هم سینه می‌زنند. تنها کسی که از مسئولین جرأت کرد بعد از قطعنامه بیاید خرمشهر ایشان بود. حضور ایشان خیلی مؤثر بود. بچه‌ها وقتی دیدند ایشان که داغش از ما بیشتر است، حضور دارد و می‌بیند و برای امام روایت می‌کند، دیگر ساکت شدند و هرچی داشتند در دلشون ریختند

/ 0 نظر / 12 بازدید